حديثه جونحديثه جون، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره
فاطمه فاطمه ، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

حدیثه جون دختر ناز بابا

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

بسم الله الرحمن الرحيم خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟ خانوووووووم… شــماره بدم؟ خانوم خوشــــــگله! برسونمت؟ خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟ این‌ها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می‌شنید! بیچــاره اصلاً اهل این حرف‌ها نبود… این قضیه به شدت آزارش می‌داد. تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگی‌اش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت… شـاید می‌خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی…! دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خسته… انگار فقط آمد...
17 شهريور 1392

آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم.....

بسم الله الرحمن الرحیم آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم..... جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :  ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ … جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد...
17 شهريور 1392

بالاترازسیاهی،رنگی نیست

  تموم رنگهای دنیاروسیاه میشوند...   وقتی سیاهیِ چادرم،قَدعَلَم میکند!   چه خوب میدانستندقدیمی ترهاکه:   """"بالاترازسیاهی،رنگی نیست"""   لبــآس "قــرمــز"میـــپوشــیــد   تـــاخــودش رادردلِ دیگران،جاکند!   امـــانمیــدانسـت   بــااین کـــارهاخـــودش رادردلِ شیــطــان جــامیــکنــد!   ...
17 شهريور 1392

عدالت

  صاحب‌الزمان، مهدی موعود(عج) می‌فرمایند:   دین از آن محمد(ص) و عدالت از آن علی امیرالمؤمنین(ع ) است، زیرا عدالت مال اوست و در نسل او می‌ماند تا روز قیامت.   (بحارالأنوار، ج 53، ص 160)     یابن الحسن آقا بیا   ...
17 شهريور 1392

تو هم مواظب نگاهت باش تا هوا گرم تر نشود !

  گرم است……….. خیلی !   راستش را بخواهی تحملش سخت است …..   اما میدانی گرمای چادرم را چگونه صبوری میکنم ؟؟؟؟؟؟   وقتی به یاد می آورم چادرم برای تو آرامش روح می آورد صبور میشوم !   نه ! …… نه ! خیال نکن منتی هست! منتی نیست ! . . .  اما تو را به خدا……!   تو هم مواظب نگاهت باش تا هوا گرم تر نشود !   من به غیرت مردان سرزمینم ایمان دارم ...
17 شهريور 1392

آرام باشید ...

    آرامـ باشید   میدانم سختـ استـ   خشکـ سالی در راه استـ یا   یا بهتر استـ بگویمـ آمده    آری !!! آمده خشکسالی "حجاب" را میـ گویمـ   برای باریدن باران دعا می کنیمـ   انشا اللّه که محصول خوبی بدهد     در این خشکسالی "حجابـ "برای چادر فاطمه (س) گریه میکنم ..... ...
17 شهريور 1392

از خوبی های قبر و زندگی آن طرف...

    از خوبی های قبر و زندگی آن طرف این است که   دیگر گوشی انتن نمی دهد!   هنوز هم فرصت باقیست!   گوش هایت را باز کن....   تا دیر نشده است بشنو... بفهم   بشنو...!   بفهم!   بفهم...!   اسمع افهم یا فلان بن فلان...   پی نوشت : چه خوب میشه که هممون خوب شیم.....انشا الله ...
17 شهريور 1392

نسلِ سومِ شهادت

ما آمده ایم برای شهادت،آمده ایم تا از امتی دفاع کنیم که مدافع مستضعف است... آه ای ترکش های استکبار،بر ما فرود آیید،بر ما اخوندهاو فدایی ها و نظری ها و عابدی هاواخلاقی ها ... بر ما فرود آْیید که ما فرزندان آنانیم از همان آب و خاک و آفتاب،اما از نسلی جوان تر فرود بریزید ای خمپاره ها،خمپاره ها خمپاره ها ما را از شما هراسی نیست،چرا که ما را وعده ی رزق و روزی داده اند... و این وعده ی الهی است...که همانا بسیار نزدیک است. خداوندا ما را برای اقدام آفرید،اقدامی از جنس ایمان،ایمان به اقدام علیه استکبار..  بارپروردگارا،اخوند ها و عابدی ها چه داشتند که امت،شرمسار رویشان بود؟  و بارالهی،فدای...
17 شهريور 1392